تبليغاتX
راه وبیراه

راه وبیراه

کرانه ها

با سلام این متنو بخونین وبه خودتون تلقین کنین که حتما یه روز براتون اتفاق میفته (انشالله)


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه دوم اردیبهشت 1390ساعت 13:3 توسط ساحل

سلام و خدا قوت:

امروز به سراغ مبحث شیرین امتحانات میریم اخیرا از طریق رایانامه(ایمیل) چند نمونه سوال امتحانی همراه با پاسخ به دست ما رسیده که با تغییرات جزئی تقدیم تون می شه:امید است که زمینه موفقیت شمارا در امتحانات فراهم کرده باشیم:

تاریخ

۱-چنگیز خان در کدام جنگ مرد؟

جواب:در آخرین جنگش

۲-اعلامیه استقلال جامائیکا در کجا امضا شد؟

جواب:در پایین صفحه

فیزیک

۳-اگر یک بطری استوانه ای شکل را با سرعت ۸۰ کیلومتر بر ساعت و با نیروی ۲۰ نیوتن تحت زاویه ۴۵ درجه در رودخانه بیندازیم چی می شه؟

جواب:خیس می شه

۴- چگونه می توانیم فیلی با وزن ۷۰۰ کیلوگرم را با یک دست بلند کنیم؟

جواب:اگر یک دست داشته باشد که هیچی وگر نه یک دستش رو قطع می کنیم بعد بلندش می کنیم.

زیست شناسی

۵-چه چیزهایی را هرگز نمی شود درصبحانه خورد؟

جواب:ناهار و شام

۶-چگونه ممکنه یک آدم هشت روز نخوابه؟

جواب:شبها می خوابد

ریاضی

۷-اگه تو یک دستمون چهار پرتقال و تو دست دیگه سه پرتقال و چهار سیب داشته باشیم در کل چه خواهیم داشت؟

جواب:دست های خیلی بزرگ

۸-اگر۸نفر در ۱۰ ساعت یک دیوار را بسازن ۴ نفر اون رو در چند ساعت می سازن؟

جواب:در هیچ ساعت چون دیوار قبلا ساخته شده

امیدوارم این چند سوال براتون گره گشا باشه.

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 22:42 توسط ساحل|

چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟

دوره ی ارزانیست

شرافت ارزان....

تن عریان ارزان...

و دروغ از همه چیز ارزانتر...

آبرو قیمت یک تکه نان...

و چه تخفیف بزرگی خورده است

قیمت هر انسان

نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 19:9 توسط ساحل|

بیخودی پرسه زدیم صبحمان شب بشود

بیخودی حرص زدیم سهممان کم نشود

ما خدا را با خود

سر دعوا بردیم

وقسمها خوردیم

ما به هم بد کردیم

ما به هم بد گفتیم

ما حقیقتها را زیر پا له کردیم

و چقدر حظ بردیم

که زرنگی کردیم

روی هر حادثه ای حرفی از پول زدیم

از شما می پرسم ما که را گول زدیم.

نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 19:1 توسط ساحل|

خرسند شدیم ار اینکه امروز

رنگی دگر است نه رنگ دیروز

تا شب نشده رنگ دگر شو

گفتند از این نکنه هزار نکته بیاموز

قرن ما.......

شاعر اگر داشت هوا بهتر بود

خار هم کمتر نبود از گل بسا گل تربود

قرن ما.......

شاعر اگر داشت که

کبوتر با کبوتر باز با باز

نبود شعار پرواز.........

وای بر ما که تصور کردیم عشق را باید کشت

در چنین قرنی که دانش حاکم است

عشق را از صحنه دور انداختن

                             دیوانگیست

                                                درماندگیست

                                                                    شرمندگیست

قرن قرن آتش نیست

قرن یک هوای تازه است

فکرها را شست و شویی لازم است

گم شدیم گردر میان خویشتن

جست و جویی لازم است

نازنین ها:

از سیاهی تا سفیدی را سفر باید کنیم

نوشته شده در شنبه دهم دی 1390ساعت 19:22 توسط ساحل|

گفته بودم ۱۲۵تاهستن اینم بقیش البته بازم نه همش

۸-پیشرفت تو را تنها ساعت کاری ات مشخص نمی کند.

۹-با تلاش خواهیم برد اما باتجربه است که می توانیم برندگان بهتری باشیم.

۱۰-مثبت اندیشی آن است که جابجایی کوهها را ممکن بدانی.

۱۱-می خواهی تصویر ذهنی بهتری از خود داشته باشیُقدمی برای دیگران بردار.

۱۲-می توانی بزرگی و عظمت موفقیتهایت را با بزرگی موانعی که از سر می گذرانی بسنجی.

۱۳-هنگامی که عزمی جزم و هدفی روشن داری موفقیت به مراتب آسان خواهد بود.

۱۴-هر فعل آینه تمام نمایی از کننده آن است.

فعلا همینا بسه بقیش تو پست بعدی می تایپه.

نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1390ساعت 21:47 توسط ساحل|

اینا۱۲۵جمله جالبه که به صورت ادامه دار تقدیم رفقا میشه.باشد که رفقا بخوننشون و حالشو ببرن:

۱-می توان دکترا گرفت اما این پایان آموختن ورشد شخصیتی نیست.

۲-برخی اوقات امید آن است که برخی جزئیات را نادیده بگیری.

۳-برای آنان که در کارشان از خود مایه میگذارند همیشه کار هست.

۴-فرق شکست و پیروزی تنها در اراده است.

۵-انسان های پیروز هرگز جا نمی زنند.

۶-رمز موفقیت و پیروزی تنها در تلاش است.

۷-خوشبختی از خود تو آغاز می شود.

فعلا همینا رو بخونین هرچند خنکه ولی بعدش جذاب تر میشه.بای

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آذر 1390ساعت 23:1 توسط ساحل|

اگه کسی بهت گفت:دوست دارم سعی نکن دوسش داشته باشی

اگه بهت گفت:عاشقتم سعی نکن عاشقش باشی

اگه بهت گفت:زندگیمی سعی نکن زندگیش بشی

اگه بهت گفت: بی تو میمیرم سعی نکن بی اون بمیری

چون وقتی بهت بگه ازت متنفرم سخته که ازش متنفر بشی.

 

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آذر 1390ساعت 22:52 توسط ساحل|

خدایا کفر نمی گویم

پریشانم خدایا کفر نمی گویم

پریشانم

چه میخواهی تو از جانم

مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی

خداوندا!!!

اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی

لباس  فقربپوشی

غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیندازی

وشب

آهسته و خسته

تهی دست و زبان بسته

به سوی خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می گویی نمی گویی؟

خداوندا اگر در روز گرماخیز تابستان تنت بر سایه ی دیوار بگشایی

لبت بر کاسه ی مسی قیر اندود بگذاری

وقدری آن طرف تر

عمارت های مرمرین بینی

واعصابت برای سکه ای این سو و آن سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می گویی نمی گویی؟

خداوندا اگر روزی بشر گردی 

ز حال  بندگانت با خبر گردی

پشیمان میشوی از قصه ی خلقت

از این بودن از این بدعت

خداوندا تو مسئولی

خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است

چه رنجی میکشد آنکس که انسان است واز احساس سرشار است

 

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 22:4 توسط ساحل|

باز باران با ترانه

میخورد بر بام خانه

یادم آمد کربلا را

دشت پر شور و بلا را

گردش یک روز غمگین

گرم و خونین

لرزش طفلان نالان

 زیر تیغ و نیزه ها را

با صدای کودکانه

وندرین صحرای سوزان

میدود طفلی سه ساله

دل شکسته

پای خسته

باز باران

قطره قطره

میچکد از چوب محمل

آه باران!!!!

کی بباری بر تن عطشان یاران؟

تر کنند از آن گلو را

باز باران .....باز باران

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 21:50 توسط ساحل|


آخرين مطالب
» بمب روحیه
» نمونه سوال امتحانی
» قیمت انسان
» ما که را گول زدیم
» از سیاهی تا سفیدی
» 125 مطلب خواندی
» مطالبی که به خوندنش می ارزه
» بدونی بهتره
» کفر نمی گویم
» محرم

Design By : Pichak